سلام پسرم . امروز بعد از مدتها اومدم تا یه داستان واقعی برات تعریف کنم. فقط امیدوارم تا همیشه یادت بمونه و قدرشون رو بدونی.
ما داریم تو کشوری زندگی میکنیم که پر از قهرمان بوده از اول تاریخ تا حالا . البته کلا اینو یه عیب می دونم که ما همیشه منتظر یه قهرمان هستیم در حالیکه از خودمون چیزی نشون نمیدیم . بگذریم.
سالها پیش یه کسی پیدا شد که به همه نشون داد که میشه تغییر کرد میشه اصلاح شد میشه آپدیت شد میشه همه خوبیها رو با هم و کنار هم داشت و به روز هم بود. چشم همه باز شد و از پیله ای که دورشون بود خارج شدن. دوران اون گذشت و یکی اومد که ... به همه چیز و ما هم چیزی نگفتیم طوری که آبروی چند هزار سالمون داشت به فنا میرفت. و اون همه چیز رو ازمون گرفت .آزادی . عزت . احترام . حتی داشت قدرت تفکرمون رو هم می گرفت و به جاش گرونی. لقب تروریست . فقر . بی سوادی . انزوا . دروغ . دروغ . دروغ و... را به قیمت انرژی هسته ای بهمون داد. و اون رو هم نداد . و باز هم ما متاسفانه منتظر یه قهرمان بودیم . اما خوشبختانه یکی پیدا شد . اومد و جنگید و ایستاد و همه هم ازش طرفداری کردن اما آقا غوله اینبار دیگه چنان پررو و درنده شده بود که مردم رو ندید و زد و کشت و برد و زندانی کرد و....
میدونی تاریخ پر از غول بوده. سفید . سیاه . دوسر . زشت . زیبا . ولی همه اونا تو چندتا چیز مشترک بودن . همه از روشنایی و نور میترسیدن . اونا از آدمای قوی میترسن حتی از جنازشون هم ترس دارن.
اونا اینقدر کم عقلن که "همه" رو "هیچ" می دونن. " خس و خاشاک " می دونن.
و در نهایت اینکه همشون فانی هستن. خیلی زود.
حکومتها با کفر پابرجا می مونن ولی با ظلم هرگز .
و اما مردم...
اینبار در عرض چند روز آبروی رفته ۴ ساله رو برگردوندن و یه چیز خیلی بزرگ رو فهمیدن . که اینجا پر از قهرمانه . ندا . سهراب . کیانوش. اشکان. ترانه . میر حسین . مهدی . یعقوب . نادر .مسعود و بقیه اینجا
اینا ثابت کردن که دلیل ماندگاری هزاران ساله ایران چیه و چرا مثل بقیه تمدنها از بین نرفته .
باور کن حتی هوایی که ما داریم تنفس میکنیم و ملیتی که داریم خیلی گرون به دست اومده و خیلیها براش خون دادن و جنگیدن و خیلیها هم گمنام رفتن ولی مانایی ایران رو باعث شدن.
دو حس متفاوت دارم . یکی حس افتخار به این کشورم و هموطنانم وبه مردها و زنهایی که شجاعانه جنگیدن و مادرانی که به شجاعت بچه هاشون افتخار میکنن و دومی احساس شرم که به هر دلیل اینجام و نتونستم تو اونا باشم ...
تاریخ ما پر بوده از این شجاعت ها و شهادت ها و افتخارها . از دوران باستان و حمله مغولها و اسکندر تا دوران معاصر و حمله افغانها و عراقیها و حالا هم کوتوله های سیاسی . باز هم میگم این چیزی که میبینی خیلی گرون به دست اومده . مواظبش باش و سالم و سربلند به نسل بعدی برسونش.
سعی کردم به ساده ترین جملاتی که به ذهنم میاد برات بنویسم تا زودتر متوجه بشی .
هــوای خــانــه چــه دلـگـیـــر مـی شــود گــــاهی
از ایـــن زمـــانـــه دلــم سـیــر مـی شـود گـــاهـی
عــقـــاب تـیـــز پـــر دشــــت هـــای اســتـــغــنـــاء
اسـیــــر پـنــجـه ی تـقـدیـــر مـی شــود گــــاهــی
صـــــدای زمـــــزمـــــه ی عــــاشـــقـــــانـــه آزادی
فـقــان و نــالــه ی شـبـگـیــر مـی شـود گــــاهــی
نـــگــــــاه مــــردم بــیــــگــــانـــه در دل غــــربــــت
در چـشـم خسـتـه ی مـن تـیـر می شـود گــاهـی
مـبـــر ز مـــوی سـپــیــدم گــمــان بـــه عــمــر دراز
جـوان ز حــادثــه ای پــیـــر مــی شــود گـــــاهــی
بـگــو اگــرچــه بــه جــایـی نــمی رســد فــریـــــاد
کــلام حـق دم شـمـشـیــر مـی شـــود گــــاهــی
بــگیـــــر دســـت مـــــــرا آشـــنــــای درد بــگیـــــر
مگــو چـنـیـن و چـنــان دیــر مـی شــود گـــــاهــی
به سوی خویش مرا می کشد چه خون و چه خاک
مـحـبـــت اسـت کــه زنـجـیــر مـی شــود گـــاهـی
مـبـــر ز مـــوی سـپــیــدم گــمــان بـــه عــمــر دراز
جـوان ز حــادثــه ای پــیـــر مــی شــود گـــــاهــی
بـگــو اگــرچــه بــه جــایـی نــمی رســد فــریـــــاد
کــلام حـق دم شـمـشـیــر مـی شـــود گــــاهــی
هــوای خــانــه چــه دلـگـیـــر مـی شــود گــــاهی
از ایـــن زمـــانـــه دلــم سـیــر مـی شـود گـــاهـی
به سوی خویش مرا می کشد چه خون و چه خاک
مـحـبـــت اسـت کــه زنـجـیــر مـی شــود گـــاهـی
+ نوشته شده توسط بابا در یکشنبه یازدهم مرداد 1388 و ساعت
11:50 |